مترو – مملکته داریم ؟!
سالی N بار مانور زلزله داریم همش هم موفقیت آمیز. یه بارون میاد وظعیت متروی تهران میشه این! مملکته داریم؟!

عنوان سیز !
قارداشیم اوشاخلاری گلیپ بیزه (بیر قیز و بیر اوغلان 3.5 یاش لاری وار)
قیزین ایاخ دیرناخلارینه آناسی لاک وروپ,دئیرم: آرمیتا لاک وروپسان؟
دئیر: هن,اما بیراز گدیپ.
دئیرم هارا گدیپ؟
دئیر: ائولرینه ! 
~~~
الیمده اویناتمالی نعلبکی توتورام دئیرم: آرمین چای ایچیسن؟
بیراز باخدی,گولدی ,دئدی: باخین بونا! صفیح دی ! 
چوخ ایستریم بیله لرین X:
بایرام
بولوسن , منیم آتام هر ایل ایکی سری من و بالاجا قارداشیما دئیر : آدم اولون – درسیزی اخیون – پیس اوشاق المایین
بوجوردااااا .
بیری , هر ایل مشهد ه گدنده – بیرده , هر ایل بایرام اولاندا سفره باشیندا ایل تحویل زمانی !
مجموعه آهنگ رقص آزربایجانی
مجموعه آهنگ رقص آزربایجانی
به درخواست یکی از عزیزان مجموعه آهنگ رقص آذربایجانی در این مطلب قرار دادم(لاپ او ایاقین گلن)
آهنگ اول زنگ موبایلم هم هست.![]()
دانلود الئین شاد اولون
260kb ring tone downoad 1 download 2
Aftandil IsrafilovTerekeme download 1 download 2 9m
آزربایجانی 1 download 1 download 2 5.65m
آزربایجانی 2 download 1 download 2 3.90 mb
آزربایجانی 3 download 1 download 2
آزربایجانی 4 download 1 download 2
آزربایجانی 5 download 1 download 2
yaniq kerem download
دانلود همه آهنگ ها در یک فایل فشرده با حجم 36 مگابایت دانلود یک و دانلود دو
دیوانه بازی
بار دیگر تلخ می خندم, به حماقتی با من غریبه نیست و برای من ارزان تمام نشده !
مگر می توانم به کودک درونم دروغ بگویم؟
~~~
در قاب نگاهت ;
چه زود کوچک می شوم, و روزی از چشمت خواهم افتاد, می دانم !
و تو دیگر در آن روز از من نمی پرسی: “تا کی با تو می مانم”
~~~
من همان دیوانه دیروز هستم, مثل تمام دوگانگی هایم و چند سالیست از این بازی می نالم.
کاش تو هم مثل من دیوانه بودی یا حداقل خودت را به دیوانگی می زدی
آخر من دیوانه بازی را دوست دارم.
~~~
می خواهم
می خواهم تا همیشه
نه, تا وقتی که دلت بخواهد مال تو باشم.
تا در این بازی همیشه آرزویــم باشی, آرزویم باشی
ازوم (ع) !
امکان ناضرور
گفتن این که چیزی هست این پرسش را پیش میآورد که آیا آن چیز بنا به دلیلی خاص برای مثال بنا به ماهیت خودش هست یا نه.پاسخ مکتب اگزیستانسیالیسم از دید سارتر در متنی ادبی یعنی از طریق ذهن آنتوان روکانتن شخصیت مرکزی رمان تهوع بیان میشود
آن لحظه فوق العاده بود. من آنجا بودم. بی حرکت و منجمد. غرق در جذبهای هراس آور. ولی درست در قلب این جذبه چیزی تازه ظاهر شد. تهوع را درک کردم. دارنده اش بودم. راستش کشفم راهنوز برای خودم تعریف نکرده بودم. اما به گمانم حالا دیگر بریم
آسانتر است که آن را در قالب واژهها بیان کنم. امر اساسی ممکن ناضرور است. میخواهم بگویم که بنا به تعریف وجود یک ضرورت نیست. وجود خیلی ساده یعنی آنجا بودن. موجودات آشکار میشوند میگذارند تا ما با آنها برخورد کنیم اما هرگز نمیتوانیم آنها را استنتاج کنیم. به گمانم آدمهایی هم هستند که این نکته را درک کردهاند. فقط آنها کوشیدهاند تا بر این ممکن ناضرور از طریق ابداع یک وجود ضروری که علتش هم در خود آن فرض میشود چیره شدند. پس هیچ هستی ضروریای نمیتواند وجود را توضیح دهد. ممکن ناضرور یک جنبهٔ دروغین که بشود آن را کنار زد نیست. امر مطلق است و در نتیجه یک امر بدون علت تام است. همه چیز بدون علت هستند. این باغ، این شهر و خود من.






